الشيخ رسول جعفريان
197
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
آنچه قبيله آن را روش طبيعى زندگى خود مىدانست نبود . در نظام قبيلهاى رؤسا و سادات قبايل منبع تشريع و قانونگذارى بوده و موضع آنان معيار درستى و نادرستى در ميان قبيله شناخته مىشد . جواد على مىگويد : در جاهليت حكمى در مورد خوردنيها وجود نداشت و مرجع حلال و حرام به عرف قبايل باز مىگشت . « 1 » يعقوبى مىگويد : عرب براى خود حاكمانى داشت كه در امور خويش بدانها مراجعه مىكرد و براى حل دعواها و درگيريهاى خود ، نزد آنها مىرفت . . . چرا كه براى او شريعت و قانونى وجود نداشت تا بدانها مراجعه كند ، بلكه همان اهل شرف و راستى و امانت و رياست و بزرگان و صاحبان تجربه بودند كه قضاوت را به عهده داشتند ، « 2 » به همين دليل بود كه هر قبيله حاكم ويژهء خود را داشت . « 3 » رفتار رؤسا ، نه تنها در امور كلى مربوط به قبيله الگو و سنت تلقى مىشد بلكه در مورد مسائل دينى نيز عمل آنان به صورت « سنت » در مىآمد . گفته شده اعمال و گفتار عمرو بن لحىّ در ميان عرب همچون شريعت بوده ؛ چرا كه او از اشراف و سادات بوده است . « 4 » اين نمونه افراد كه اعمال آنها به صورت قانون تلقّى مىشده بسيارند . گفته شده ، عامر بن ظرب اولين كسى بود كه در مورد خنثى حكم داده و مورد تأييد اسلام نيز قرار گرفت ، « 5 » بعضى نيز عمرو بن حُمَمَة الدوسى را اولين كسى دانستهاند كه چنين حكمى داده است . « 6 » در مسأله تقسيم ارث گفتهاند : نخستين كسى كه حكم دو برابر بودن سهم الارث مرد را نسبت به زن داده ذوالمجاسد « 7 » و يا عامربن جشم جهمى « 8 » بوده است . وليد بن مغيره اولين كسى بوده كه كفشهاى خود را هنگام ورود به كعبه « در جاهليت » بيرون آورده است ، بعدها اين مسأله را پيامبر نيز تأييد كرد ؛ « 9 » همچنين نقل شده است كه او اولين كسى بود كه خوردن خمر را بر خود حرام كرد ، ( اين مسأله نبايد صحت داشته باشد چرا كه قبل از او افراد فراوانى بودهاند كه شرب خمر را بر خود حرام كرده بودند و او مبتكر اين مسأله نبوده است ) و يا بريدن دست دزد را رواج داد . « 10 » از جمله كسانى كه به جهت دزدى دست آنها قطع گرديد مدرك بن عوف ، خيار بن عدى ، مقيس بن قيس و . . . بودهاند . « 11 » در روايتى از امام رضا عليه السلام نقل شده كه پنج عمل از عبد المطلب در اسلام
--> ( 1 ) . المفصل ، ج 6 ، ص 223 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 258 ( 3 ) . فجرالاسلام ، ص 56 ( 4 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 58 ؛ الروض الانف ، ج 1 ، ص 395 ( 5 ) . المعارف ، ص 240 ؛ المحبر ، ص 236 ( 6 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 179 ( 7 ) . المحبر ، ص 324 ، 237 ، 236 ، ( 8 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 179 ( 9 ) . المعارف ، ص 240 ( 10 ) . المعارف ، ص 240 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 292 ( 11 ) . المنمق ، ص 530